قالب سبز


فرشته ی قهرمان من امیر


امیرحسین عزیزم

حرف بزن ،لب هاتو باز کن و حرف بزن..

صدام کن مامان...بگو مامان...بگو بابا

وقتی از فشار درد های کاردرمانی به ستوه میای حرف بزن..

گریه هایت ، فریادهایت دمار از روزگارم در می آورند...

بگو مامان..بگو بابا    بگو از دل تنگی های دائم ...        بگو از درد سینه...

بگو از شب های تنهایی من و تو...

بگو مامان...بگو بابا

بگو از صدای بغض آلود بابا...     بگو از چشمان نمناک مادر...

بگو از درد ...بگو از درد...بگو از درد

بگو از آدم های بی درد...     بگو از انسان های رسوا...

بگو از بی عدالتی ها...      بگو از نامردی دنیا...

بگو مامان..بگو بابا

بگو از آفریدگار انسانها...   بگو از خالق بی همتا...

بگو چرا؟

چه چیزی هست این؟؟؟

قسمت ؟ یا که حکمت؟         تاوان ؟یا که تقدیر؟

بگو مامان..بگو مامان...

بگو خدا ...بگو خدا...بگو خدا...

بگو شفا...بگوشفا...بگو شفا...



[ سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۷ ] [ 19:38 ] [ مامان امیر ]

.: Weblog Themes By GreenSkin :.

About

سلام...من یه فرشته  زمینی هستم که اسمم امیرحسینه..11سالمه، وقتی  به دنیا اومدم..،دکترها فهمیدند که با بقیه بچه ها فرق می کنم،یه پرده که ضخامتش یک سانته که تو مغز همه شما وجود داره ، تو مغز من وجود نداره،اسمش کورپوس کالزومه. نداشتن این پرده که بین دو نیم کره راست وچپ مغز وجود داره باعث شده که من مثل شما آدما نتونم زندگی عادی داشته باشم و دچار ناتوانی های زیادی شدم...یکی یه دونه مامان وبابام هستم،از وقتی 6 ماهه بودم کاردرمانی رو شروع کردم،یه عالمه دوست پیدا کردم اماخیلیا شون پرواز کردند و رفتند از پیشمون ، اون ها هم مثل من ناتوان بودند اما شدند فرشته آسمونی...آدما بهمون میگن عقب افتاده اما مامان و بابام به همه بچه های ناتوان میگن فرشته...
Blog Custom